احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
37
كنوز الحكمة ( فارسى )
نيكوروى ، و مخدّرات حوروش مىخواهى ، و جوارى و غلمان پرىچهره مىخواهى ، همه آنجاست . و اگر ترا از ايشان خوف مىباشد خون ايشان ترا حلال كردم ، و به هر قطرهاى خون كه از ايشان بريزى بهشتى به بر تو باز نهم ، و به هر تكبير كه بگويى ، چند درجه در بهشت به نام تو بردارم ، و به هر زرى كه در راه آن خرج كنى به اضعاف آن باز دهم . و اگر شان بكشى بهشت تراست ، و اگرت بكشند بهشت جاويدانتر است . و اگر در مصاف كشته شدى ، زندهاى شوى كه هرگز بنميرى « 1 » . من اين همه نيك خدايى به جاى تو بكردم تا ترا نيك افتد ، و تو از ما شرم ندارى ، و اين چند نعمت را شكر نيارى ، و بازان كه شكر نيارى « 1 » كفران آرى ؟ ! هيچ انصاف من بنمىدهى ؟ و ترا بر من هيچ منّت نه ، و من به جاى تو اين همه احسان كرده ! خود هيچ در نهانديشى كه فردا ( كه ) انجمن روز مهين باشد ، او از ما پرسد كه : چه كردى ، و چرا كردى ، چه خواهى گفت ؟ اين بيت لايق حال است : بيت اى دوست مكن كه روزها را فرداست * نيكى و بدى چو روز روشن پيداست و ما اين همه از بهر آن كرديم كه اگر ترا چيزى آرزو كند ، و در پيش دل تو آيد ، كارگاه پديدار كرديم تا هيچ عذر نماند . اين همه نه از بهر آن كرديم تا شما برخيزيد - كه مؤمنان ( و ) عزيزان دو جهانايد - و روى فرا يكديگر كنيد ، و خانمانها و شهرهاى يكديگر فراكندن گيريد ؛ و آنچه شما را گفتم كه با كافران و مشركان و بيگانگان كنيد نكرديد ! و بر بدل روى فرا يكديگر كرديد ! و خانمان يكديگر فراكندن گرفتيد ! تا لاجرم دشمن را بر شما گماشتيم ، تا مىكند آنچه مىكند ؛ آنجا كه حق سبحانه و تعالى مىگويد : . . . الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ - يعنى : بيت المقدس و شهرهاى آن ، كردند آنچه كردند . ما را بازيشان فرموده بودند ! از شومى كردار ما ، ايشان را بر ما گماشتند ! و چندين شهرها خراب كردند : چون « سحاب » ، و « خجند » . و چندان مسلمانان را زير و رو كردند كه مىشنوى ! اين همه از بدبندگى ، و بداعتقادى ، و بىيقينى ماست . اگر ما راستيمى همه كارها راست استى ؛ چون ما تباه گشتيم همه كارهاى ما چون ما تباه گشت ! باز گرديد ! تا بازگرديم ، و بازگردانيم ؛ و اگر نه نزديك آمد كه همه زير و زبر گردد . ما از عوانى چندان هيبت و شكوه داريم كه او ما را بر خطا ببيند ، همه سر تا پاى ما از هم بيايد !
--> ( 1 - 1 ) - اين قسمت از نسخهء « د » افتاده است ؛ از نسخههاى ديگر به متن افزوده شد .